میهن سایت میهن سایت .

میهن سایت

پایان نامه سرقت رایانه ای-تحلیل جرم شناختی جرایم اینترنتی(سایبری) -پایان نامه مقطع ارشد

سرقت رایانه ای امروزه استفاده از رایانه به عنوان وسیله کمکی بلکه به عنوان یک لزوم در انجام امورات روزانه درآمده و علم کاربردی این وسیله به طور اعجاب انگیزی در حال پیشرفت صعودی می باشد.اگر چه با ظهور کامپیوتر و اینترنت خدمات بی شائبه ای به مردم سراسر جهان از قابلیت های سحر انگیز…
برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۷ مهر ۱۳۹۷ساعت: ۱۰:۲۹:۰۹ توسط:محمد موضوع: نظرات (0)

مقاله (پایان نامه) : اثر حقوقی تحریم های بین المللی بر قراردادهای حقوقی ایران -فورس ماژور

معاهده مفهومی است که به تناسب میزان همبستگی بین دولت های مختلف، وحدت منافع کلی بین ابنای بشر و تلاش افراد در ایجاد فرهنگ و تمدن و افکار عمومی بین المللی، تحول و رشد و توسعه یافته است و خود زمینه ساز نوعی همبستگی فکری به منظور ایجاد تعادل بر روابط بازیگران عرصه بین المللی…
برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۷ مهر ۱۳۹۷ساعت: ۱۰:۲۹:۰۹ توسط:محمد موضوع: نظرات (0)

پایان نامه ارشد – اثر حقوقی تحریم های بین المللی بر قراردادهای حقوقی ایران -فورس ماژور-رشته حقوق

  با احترام تقدیم به :     روح پر فتوح پدرم: اول اســتادم، که دیگر چتر محبتـش بر ســرم نیستبزرگواری که الفبای زندگی را از او آموختم.   مادرم: بلند تکیه گاهم، که دامان پرمهـرش یگانه پنــاهم استمهربانی که عشــق ورزیدن را از او آموختم. و تقدیم به:همسر عزیزم، دلیل بودنم، که در تکمیل…
برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۷ مهر ۱۳۹۷ساعت: ۱۰:۲۹:۰۹ توسط:محمد موضوع: نظرات (0)

دانلود پایان نامه ارشد اثر حقوقی تحریم های بین المللی بر قراردادهای حقوقی ایران -فورس ماژور -فروش فایل

در خصوص تعریف تقصیر در بین علمای حقوق اتفاق نظر وجود ندارد. گروهی خودداری از انجام عملی با وجود توانایی صورت‌دادن آن را تقصیر گویند[1] و برخی بر این عقیده‌اند که تقصیر، عبارت است از نقض تعهدی که شخص به‌موجب قانون به معنی عام کلمه یا عرف بر عهده داشته است.[2] عده‌ای تقصیر را رفتار…
برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۷ مهر ۱۳۹۷ساعت: ۱۰:۲۹:۰۹ توسط:محمد موضوع: نظرات (0)

پایان نامه : کیفیت زندگی کاری (مشخصات کامل) -خرید پایان نامه

    « کیفیت زندگی کاری»[1] ابتدا در اروپا و طی دهه پنجاه (1959،1950) ابداع شد و بر اساس تحقیقات اریک تریست[2] و همکارانش در دانشگاه تاویستاک[3] در زمینه روابط انسانی در لندن شکل گرفت، پژوهش های یاد شده هم بعد فنی و هم بعد انسانی سازمانها را بررسی و چگونگی روابط بین آنها را…
برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۷ مهر ۱۳۹۷ساعت: ۱۰:۲۹:۰۹ توسط:محمد موضوع: نظرات (0)

Just For Transfer To deyblog

tutu
برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۷ مهر ۱۳۹۷ساعت: ۱۰:۲۹:۰۹ توسط:محمد موضوع: نظرات (0)

تاثیر مدرسه بر بهداشت روانی دانش آموزان

فرایند جامعه پذیری جوانان، مستقیماً وابسته به نظام آموزشی می باشد. معمولا در دوران دبیرستان، پایگاه های جامعه پذیری دانش آموزان شکل می گیرد. هر شبکه و گروه، در این سالها جامعه پذیری را تسریع می‌کند. مراحل یادگیری در ارتباط با موقعیت های موجود در پایگاه های اجتماعی اجرا می شود.

در دبیرستان فکر و احساسات دانش آموزان نسبت به آینده معطوف است و این عامل تاثیر زیادی بر یادگیری او دارد. الگوهای فرهنگی مختلف را می توان در جنبه های آموزشی دخالت داد و زمینه ساز تعامل های اجتماعی بین دانش آموزان و والدین و معلمان شد. زیرا تحقیقات نشان داده است که رابطه دانش آموزان والدین و معلمان در نهادهای آموزشی، با توجه به الگوهای مختلف جامعه پذیری تغییر می‌کند. با توجه به این امر که جوانان و نوجوانان در این کشور درصد زیادی از جمعیت را تشکیل می‌دهند و از جمله آسیب پذیرترین قشر جامعه می باشند و نیازمند کمک های فکری و مالی و برنامه ریزی های ویژه می باشند، لذا رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی و مراکز آموزشی می توانند به جوانان کمک نمایند تا جنبه های مثبت زندگی را بیاموزند.

باید توجه داشت آنچه که برای نسل جوان مهم است، انگیزه تحصیلی و اشتغال مناسب است وقتی نوجوانان می بینند که در این راستا آینده مبهمی در انتظار آنهاست احساس ناامنی می کنند، معمولا خلق افسرده در بین نوجوانان شایع می باشد و هرچه در این زمینه برنامه ریزی شود و با نظر کارشناسان و صاحبنظران، برنامه های کوتاه مدت مثل گذراندن اوقات فراغت، حرفه آموزی و طراحی نهاد های آموزشی و پرورشی و نیز برنامه های بلند مدت در جهت کاهش بیکاری و تامین آتیه جوانان طراحی شود، کارایی اجتماعی جوانان و نوجوانان بالا رفته و در نتیجه ناهنجاری های سطح جامعه کاهش پیدا می‌کند.

امروزه در سراسر دنیا، مؤسسات، گروه های کار، مراکز مشاوره، همایش ها، مراکز جمعی و بصری و کلوپ ها هم به نحوی مسائل جوانان را در ارتباط با مناطق و نهادهای مربوطه مورد توجه قرار می دهند و موقعیت های لازم را جهت رشد و ترقی آنان فراهم می آورند. لذا سیاست ها و نهادهای مربوط به جوانان نیازمند تنوع مکانیسم ها، طبقه بندی ها، بیان مسئله های اجتماعی، فعالیت های حرفه‌ای، آموزشی و اجتماعی و … می باشد تا بتوانند جوانان را از هر لحاظ مورد توجه قرار دهند.

برای اکثر نوجوانان، خانه و مدرسه دو مکان مهم برای دسترسی به یک هویت موفق است. اگر خانواده، خانواده موفقی باشد کودک می تواند به رغم وضعیت مدرسه اش به موفقیت دست یابد. اما این شرایط در زندگی اکثر نوجوانان مهیا نیست و در این صورت مدرسه می تواند مکان اهدا و دریافت محبت باشد و فرصت برخورداری از تحصیلات و احساس ارزشمندی را برای نوجوان فراهم آورد.

و اگر شخصی نتواند از دو طریق فوق یعنی خانواده و مدرسه به هویتی موفق دست یابد، سعی می‌کند از طروق مختلف دیگر به این هدف نایل آمد. وقتی کودک و نوجوانان نتواند نیازهای خود را در خانه یا مدرسه برآورده کند، پس برای ارضاء این نیاز در محیط های خارج از خانه و مدرسه جستجو می کند.

باید به توسعه و گسترش مدارس اقدام نمود که کودکان در آنها موفق هستند. به همین نسبت جامعه نیز مسئولیت دارد، نوعی سیستم تحصیلی را فراهم کند که در آن نیل به موفقیت نه تنها ممکن، بلکه عملی باشد. قسمت اعظم آموزش و پرورش فعلی روی «شکست» تکیه می‌کند و تعداد زیادی از دانش آموزان شکست می خورند. تا زمانی که مدارسی بوجود نیامده باشد، که کودکان بتوانند از طریق استفاده منطقی و عقلانی از توانائیهایشان به موفقیت دست یابند، برای حل مشکلات عمده کشور به کار مهمی انجام نشده است. (گلاسر[21]، 1376).

مدرسه در میان نهادهای تعلیم و تربیت جامعه، جایگاه ویژه ای دارد. در واقع مدرسه بعد از خانواده مهمترین عامل در پرورش افراد است. در حدود سن هفت سالگی تربیت افراد در مدرسه آغاز می شود. و تا دوران جوانی ادامه دارد. در این مدت دانش آموزان در جنبه های جسمانی، عقلانی، اخلاقی و هنری و …. پرورش پیدا می‌کند.

دانش آموزان مدت زمان بسیاری را در مدرسه سپری می کنند و در این محیط در معرض تجربیات جدید قرار می گیرند.

مدرسه شامل عوامل مختلفی مثل کارکنان، اداری و آموزشی (مدیر، معلم، مربیان و مستخدم) همسالان، برنامه های آموزشی با روش تدریس مختلف و نیز قوانین و مقرراتی است که هر کدام تاثیر قابل توجهی روی شخصیت فرد می گذارند. وجود هم کلاسی ها، شرایط  و روابط تازه، عرصه ای برای کسب مهارت های اجتماعی فراهم می‌کند، دانش آموزان با یافتن مناسبات تازه در گروه، خود را برای حضور در جامعه بزرگتر آماده می سازد و ایفای نقشها و انجام وظایف در شکل گیری شخصیت و منش وی موثر واقع می شود. بنابراین مدرسه از یک طرف باعث ارتقاء دانسته های علمی فردی شود و از سوی دیگر با برجسته ساختن حس نوع دوستی و قرار دادن دانش آموزان در جمع، به حضور موفق او در محیط اجتماعی کمک می‌کند. از این رهگذر، جامعه پذیری و اجتماعی شدن فرد که به صورت بالقوه در وی وجود دارد عملی می شود (بیابانگرد، 1378).

 چنانچه محیط مدرسه محیط امر ونهی تحکیم و تعقیب و آزار و تنبیه باشد، دانش آموزان گرایش رغبتی نسبت به آن نخواهد داشت.

مدرسه مطلوب برابر است با مدیر مطلوب، مدیر مطلوب یعنی مدیر آموخته ، تجربه کرده و علاقمند به تجربه های نو و تازه برای حل گرفتاری ها و مشکلاتی که پی در پی فرا می رسد هیچ وقت به خط پایان نزدیک نمی شوند. علاقه مدیر مدرسه به وارد شدن در این صحنه ها تنها ضامن مطلوب بودن است (رئوف، 1378). مدرسه موفق و مطلوب از چند نظرگاه قابل بررسی است (سنگری، 1378).

1-   ساختار فیزیکی مدرسه

2-   مدیرتی مدرسه

3-   مجموعه ذکارکنان مدرسه

4-   برنامه درسی و فوق برنامه

5-   ارتباطات مدرسه با دیگر مدارس، ارتباط دانش آموزان، نهادهای اجتماعی و …

موقعیت و رفتار و برنامه های مدرسه به همان اندازه که می توانند باعث علاقمندی و تعالی و رشد کودک شود در صورت نامناسب بودن می تواند شرایط را برای فرار نوجوانان از مدرسه فرام کند (فرجاد، 1371). برنامه ریزی نادرست و به کارگیری روش های نادرست و نامعقول در مدرسه در نوجوانان باعث سرخوردگی و گرایش آنان به بزهکاری می شود (منادی، 1379).

ویلیام گلاسر[22] (1996) طی تحقیقی گسترده و طرحی که در مدرسه ونتورا با دانش آموزان خشن و خطاکار انجام داد، به این نتایج دست یافت که ابتدا باید افراد مشکل دار، قبل از انجام خطا توسط مشاورین و مربیان تربیتی مدارس شناسایی شوند ‌(جهت پیشگیری از وقوع مشکلات)، سپس باید مشاورین سعی کنند، بین آنها رابطه حسنه ایجاد شود و اگر خطایی را مرتکب شده اند، این اطمینان به آنها داده شود که ما نمی خواهیم آنان را مجازات کنیم، بلکه تنها می خواهیم آنها را بشناسیم و کمکشان کنیم و طبق نتایج به دست آمده دلیل عدم موفقیت آنها این بود که نه والدین و نه معلمان نمی دانستند که چطور باید ارتباط خوبی با آنان برقرار کنند.

ریسینیک[23] و همکاران، (1997) در یک پژوهش گسترده به این نتیجه رسیدند که تنها دو گروه از افراد می توانند جوانان را از خطر آفرینی برای خود و سایرین بازدارند و این دو گروه برتر عبارتند از والدین و  معلمان.

ما کارنگو[24] یکی از بنیانگذاران تعلیم و تربیت نوین و بنیانگذار مدارس پداگوژیک طی سی سال کار آموزگاری با کودکان و پس از انجام تحقیقات گوناگون، نتایج کار خود را به این شکل بیان می دارد. از کودکان کتک خورده و بی اراده، بعدها یا آدمهای ضعیف و هیچکاره بار می آید یا آدمهای قلدری که در تمام مراحل زندگی به دلیل هیجانات روانی دوران کودکی، انتقامجو باقی می مانند (مجوزی، 1379). امیر حسینی (1379) در تحقیتی تحت عنوان (بررسی عوامل فرار نوجوانان از منزل) سعی داشت از طریق پرسشنامه علل و انگیزه فرار نوجوانان از خانه را تبیین نماید. در این راستا پاسخ 40 نفر جوان فراری که توسط خانه سبز جمع آوری شده بود با پاسخ 40 نوجوان راهنمایی و دبیرستان به عنوان گروه گواه مقایسه شده است. یافته های این تحقیق نشان می دهد که:

نابسامانی خانواده، سردی روابط عاطفی والدین، متارکه و طلاق، وجود ناپدری و نامادری، فقر فرهنگی و بی سوادی والدین، اعتیاد و فقر اقتصادی خانواده، مهمترین عوامل برانگیزش تمایل بر فرار در نوجوان است.

ناسازگاری در مدرسه ممکن است عامل رفتارهای ضد اجتماعی بعدی شود. زیرا شکستهای تحصیلی راه های خروج از تنگناها را می بندد، نومیدی بهمراه دارد، گاهی فرد را به طغیان وا می دارد و او را بیشتر در معرض حوادث بیکاری و سایر عوامل جرم زا که جنبه اقتصادی دارند قرار می دهد (رضایی، 1378). نگرش مثبت یا منفی دانش آموزان نسبت به محیط مدرسه دست اندرکاران، روش های آموزشی و پرورشی اعمال شده در آن، از جمله عملکردهای مختلف معلمان را می توان از عوامل موثر در ایجاد یا عدم ایجاد علاقه و انگیزش نسبت به یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان، در چهارچوب محیط آموزشگاهی به حساب آورد (سیف، 1363).

برای اینکه یادگیری کودک به سطحی مطلوب برسد باید کودکان، مدرسه را دوست بدارند، مشتاقانه و به طور مرتب در مدرسه حضور یابند و به یادگیری علاقمند شوند و این بستگی به برخورد (طرد یا جذب) از طرف اولیاء مدرسه دارد.

محیط تحصیلی اولین محیط اجتماعی است که طفل از آغوش خانواده به آن منتقل می شود و با زندگی دسته جمعی آشنا می شود و طرز معاشرت و زندگی همزیستی مسالمت آمیز و احترام به حقوق دیگران را یاد گرفته و با رعایت نظم و انضباط و اطاعت از مربیان خود، برای اجرای قوانین و مقررات اجتماعی و حسن تفاهم با دیگران آماده می شود.

هرگاه مربیان، فقط برنامه های آموزشی را اجرا نموده و به پرورش همه جانبه دانش آموزان توجهی نشان ندهند، محیط تحصیلی از عوامل  مهم در بروز مشکلات رفتاری خواهد بود.

تبعیض، بی عدالتی، توبیخ بی مورد، تحقیر در حضور سایر دانش آموزان، توقعات جای مدرسه بدون توجه به امکانات مالی دانش آموزان و قدرت جسمی و میزان هوش آنان، سبب دلسردط و انزجار اطفال و جوانان از ادامه تحصیل و حضور در مدرسه خواهد بود.

عدم مراقبت در معاشرت و رفتار اطفال و نوجوانان در محیط مدرسه، در فاصله باعث بروز انحرافات راه بین خانه و مدرسه  می شود.

رشد بی رویه جمعیت و ازدیاد غیر متعارف دانش آموزان، باعث عدم نظارت صحیح بر رفتار دانش آموزان می شود و در نتیجه بروز حوادث خطرناک در اطفال جوانان را تشدید می نماید. به عکس وجود شرایط مطلوب در مدرسه می تواند عاملی جهت جلوگیری از بزهکاری شود (دانش، 1374).

تحقیقات نشان داده است که تاخیرهای مکرر در مدرسه، مردود شدن و وجود برنامه‌های نامتناسب تحصیلی، موجبات فرار نوجوانان را فراهم می ‌آورد. همچنین وجود تعارض بین آموزش های خانواده با تعالیم مدرسه به طوری که کودکان و نوجوانان قادر به انطباق با شرایط و سازگاری با مقرارت خانواده و مدرسه نباشد باعث اقدام به فرار در آنها می گردد (کرمی نوری، 1368).

طرز برخورد معلمین در کلاس درس شاگردان بخصوص در دوره ابتدایی در وضعیت روانی آنان تاثیر می گذارد. بنابراین باید معلمین به طرز برخورد صحیح با دانش آموزان کاملا آگاه باشند. کودکان شناخت حسی قوی دارند و نسبت به بزرگسالان انرژی زیادی دارند و غالباً دوست دارند تحرک بیشتری داشته باشند و این لازمه رشد آنهاست.

مقاله

هرگاه بین نظام ارزشی حاکم بر خانواده و نظامی که در مدارس، حاکم است همراهی و هماهنگی وجود داشته باشد، بچه ها می توانند با آرامش خاطر درس بخوانند و به شکوفایی ذهنی خود دست یابند (افروز، 1374).

اتوکلاین برگ (1899) معتقد است که هیچ علتی به تنهایی برای رفتارهای پیچیده بزهکاری نوجوانان کافی نیست.

همه ساله در سرتاسر جهان، تحقیقات متعددی در زمینه شناسایی علل عدم توفیق اولیا خانه و مدرسه در تربیت موثر کودکان و نوجوانان انجام می شود.

بیکر[25] (1963) و سالیوان[26] (1953) بر کیفیت روابط والدین با کودکان تاکید دارند و معتقدند که امنیت و آرامش کودکان در گرو توجه و مراقبت والدین است. در خانواده هایی که صمیمیت، محبت و مهربان وجود دارد، کودک می تواند هم ثبات خود پنداره اش را حفظ کند و هم باعث تغییرات مطلوب در شخصیت خود شود و با اطمینان به شخصیت خود با مشکلات روبرو می شود. تحقیقات دیگر حاکی است که تفاوت گذاری والدین و بدرفتاری با فرزندان موجب ضعف اعتماد به نفس فرزندان و عدم بلوغ عاطفی وناتوانی در برقراری یک رابطه عاطفی پایدار با دیگران و احتمالاً موجب بزهکاری آنها می گردد (لوی[27]1943، هلفر[28] و کمپ[29]1982، مروزوک[30]  و کمپ 1981).

از طرفی مدرسه خانه دوم کودک است و بنای علمی‌، اخلاقی و اجتماعی و کلا رفتار طفل در آنجا مورد تجدید نظر قرار می گیرد که ممکن است حاصل آن ساخته شدن یا ویرانی باشد. اخلاق و رفتار اولیاء مدرسه جاذبه و دافعه، تشویق و تنبیه، نظم و ترتیب آنها در رفتا رکودک اثر می گذارند. راه و روش اولیاء مدرسه ممکن است موجب سقوط و یا صعود کودک و نوجوان شود. شیوه برخوردشان ممکن است برای کودک عقده بسازد و یا او را از ناراحتی ها و عقده های گذشته خالی کند (جهانگرد، 1379).

با توجه به مقدمات فوق بررسی و تحقیق در مسائل کودکان و نوجوانان جهت پیشگیری از آسودگی ها و انحرافات آنها در جامعه از اهمیت خاصی برخوردار است، متأسفانه گسترش روز افزون آسیب های اجتماعی و احداث مراکزی نظیر کانون، خانه سلامت، خانه سبز و … و آمار کشوری موید این نکته است و بی توجهی به آن می تواند باعث وخامت اوضاع بشود (معاونت پژوهشی دفتر آسیب های اجتماعی، 1380) لذا پرداختن به این مسئله از اهمیت خاصی برخوردار است. نتایج این پژوهش می تواند مورد استفاده والدین، مربیان ، کارشناسان امور تربیتی ومسئولان تعلیم و تربیت در وزارت آموزش و پرورش، شورای عالی جوانان جهت برنامه ریزی های آتی  برای نوجوانان، انجمن اولیا و مربیان، مراکز مشاوره خانواده، کانون اصلاح و تربیت، معاونت های اجتماعی، شهرداری ها، معاونت پژوهشی، دفتر آسیب های اجتماعی و سایر نهادهای دست اندرکار، تعلیم و تربیت کشور باشند.



[1] - Roff & er, at.
[2] - Mc Donald & Comerci (1990).
[3] - unger & et, al. (1998).
[4] - Fishhoff & et.al (1999).
[5] - Robert handren & et.al.
[6] - Ego
[7] - Waterman (1992).
[8] -sprinthall (1983- 1995)
[9] - Baumrind (1987).
[10] - Marcia.
[11] - Erikson.
[12] - Bern (1982).
[13] - Davis & katazman
[14] - Fit , Howard & carlingtin (1992).
[15] - Biby (1997).
[16] - Franzol & shields (1984).
[17] - Henriques & calhoun (1999).
[18] - harter, Qutman & watson (2001).
[19] - Kelly (2000)
[20] - White (20001).
[21] - Glasser
[22] - William Glasser (1996).
[23] - Risine & et.al (1997).
[24] - Makarenco
[25] - Baiker
[26] - Salivan
[27] - Levi
[28] - Helfer
[29] - Ckamp
[30] - Merozek


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۱ شهریور ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۰۷:۵۲ توسط:محمد موضوع: نظرات (0)

ویژگی‌های شخصیتی نوجوانان

اغلب روانشناسان معتقدند که نوجوانی تمایز برجسته ای با سایر مراحل رشد دارد و این تمایز به دلیل ان است که تغییراتی که در همه ابعاد زندگی نوجوان رخ می دهد به طور همزمان و همه جانبه به صورت استرس هایی به نوجوان وارد می شود، در حالی که نوجوان هنوز دارای شایستگی و آمادگی های لازم برای مقابله نیست. علاوه بر آن ماهیت و شرایط متغیر عصر حاضر، سازگاری را برای نوجوان دشوارتر ساخته است. بنابراین اگر نوجوان نتواند به طور موثر و کارآمد با این تحولات و شرایط دشوار مقابله کند، با مشکلاتی مواجه خواهد شد. این امر به آن دلیل است که روش و شیوه نوجوان در مقابله موثر با این تحولات متعدد، ارتباط قاطعی با سلامت روانی وی دارد. بر همین اساس (راف[1]) و همکاران به نقل از «گستن» علت بسیاری از شکستهای تحصیلی، پرخاشگری، اختلالات رفتاری و عاطفی و انزوای اجتماعی نوجوانان را ناشی از مقابله ناموفق با مسائل و مشکلات روزمره و عدم تعامل مثبت با دیگران می داند (احمدی زاده، 1373). نوجوانان در دوره نوجوانی با انواع استرسورها مانند رویدادهای مهم زندگی (از جمله مرگ یکی از والدین)، استرس مربوط به تغییر موقعیت (از جمله انتقال از یک محله به محله دیگر یا از مدرسه ای به مدرسه دیگر)، استرس مربوط به سازگاری با فرایند بلوغ (از جمله نگرانی های مربوط به تصور بدنی، استقلال و جدایی از خانواده، پذیرش همسالان، مشکلات جنسی)، جر و بحث ها یا جدال روزانه (از جمله تعارض با خانواده و دوستان) و استرسورهای مزمن (مانند احساس تنهایی، فقر، وضعیت مسکن نامرغوب، مدارس نامطلوب) روبرو می شوند. (مک دوناله و کومرسی[2] (1990) به نقل از یونگر[3] و همکاران (1998) نشان داده اند که سطوح بالای استرس با بیماری جسمانی، اختلالات افسردگی مزمن، گرایش به خودکشی، اختلالات خوردن و سوء مصرف مواد مخدر ارتباط دارد. بنابراین با توجه به این مسائل می توان گفت نوجوان در این دوره با مشکلاتی مواجه می شود که لازم است خود را با جهت مقابله با این مشکلات و استرس ها آماده سازد.

نوجوانی دوره ای است که فرد، بیش از هر دوره دیگر درگیر رفتارهای خطر ‎آفرین می شود. آنان در این دوره، این رفتارها را به منظور رشد و پیشرفت و تجربه کردن نقش ها و فعالیت های جدید انجام می دهند. از جمله این رفتارهای خطر‏آفرین که روز به روز در حال گسترش هستند، می توان به خشونت و خودکشی در بین نوجوانان اشاره کرد.

دلایل گوناگونی برای درگیری نوجوانان با رفتارهای خطر آفرین مطرح شده است. برخی از محققان که یک علت عمده، تمایل شدید نوجوانان به جستجوی لذت یا کنجکاوی می دانند، برخی دیگر معتقدند که آنان هنوز به رشد و بلوغ کامل نرسیده اند و در مرحله خود محوری هستند. عده ای هم علل این رفتارها را ترکیبی از عوامل محیطی، فردی و اجتماعی می دانند و یکی از این علل و عواملی که اخیراً مورد توجه بسیاری قرار گرفته است، فرایند تصمیم گیری نوجوانان است. بدین معنا که این نوجوانان مهارت کافی در تصمیم گیری مثبت و سازنده ندارند (فیش هاف[4] و همکاران 1998). با توجه به مطالب فوق می توان گفت که فقدان توانایی های روانی- اجتماعی و به طور کلی مهارت های زندگی از علل مهم مشکلات می باشد، علل بروز مشکلات بهداشت روانی ممکن است در نتیجه استرس های شدید یا طولانی مدت، وقوع رویدادهای آسیب زا در خانه، مدرسه یا جامعه و حتی گاهی بر اثر بلایا و مصائب طبیعی، جنگ و یا مرگ یکی از اعضای خانواده و یا دوستان نزدیک، بوجود آید. علائم چنین مشکلاتی ممکن است اضطراب، افسردگی، تجربه ذهنی مجرد، حادثه، کابوس های شبانه و اختلال در خواب باشد. (رابرت هندرن[5] و دیگران. ترجمه: نوری قاسم آبادی، طهماسبیان، محمدخانی، 1377).

نوجوانی زمان افزایش رشد روانی- اجتماعی است، به طوری که نوجوان درگیر در مسائل هویتی می شود، در روابط با همسالان تغییراتی ایجاد می شود و همزمان با آن تغییراتی در رشد جسمانی و شناختی ایجاد می شود و دوره شکل گیری شخصیت و آمادگی برای ایفای نقش های فردی، خانوادگی و اجتماعی از راه می رسد. با توجه به این تغییرات اساسی در زندگی، نوجوانی در دوره انتقالی است که طی آن فرد، فضای روانی آشنای کودکی را ترک نموده وارد مرحله دیگری می شود. زمانی که نوجوانان با تغییرات بیولوژیکی، شناختی و رشد جسمانی مواجه اند، باید خود را با انتظارات والدین، گروه همسالان و مدرسه که با شتاب بیشتری در حال تغییر است، سازگار نمایند. برای اینکه نوجوان در سپری کردن این تغییرات، با مهارت، قدرت و ارتباط مناسب با دیگران، توفیق یابند لازم است در زمینه رفتار و توانایی های شناختی و اجتماعی جدید خود تحول یابند. از آنجائی که خواسته ها و نیازها جدید هستند، بنابراین آموزش مهارت های تازه ای را ایجاب می‌کند. هنگامی که فرد دنیای کودکی را ترک می‌نماید و در دنیای نوجوانی وارد می شود، نهایتاً با فرض های جدید و باورهای تازه در مورد خود و هویت خویش روبرو می شود. به همین دلیل تغییرات فشرده و معمولا سریع، قابلیت سازگاری فرد را به طور جدی مورد آزمایش قرار می دهد، که در نتیجه تضاد و تعارض، استرس، ناکامی و سردرگمی در این دوره اجتناب ناپذیر می‌باشد (اکبرزاده، 1376).

از آنجائیکه کسب احساس هویت از مهمترین رویداد های نوجوانی است، با سلامت روانی ارتباط مستقیم دارد به طوری که تحقیقات نشان می دهد، رشد هویت موفق در دوره‌ی نوجوانی، با سطح رشد «خود[6]» و رشد تفکر صوری یا انتزاعی، رشد سطوح تکامل یافته قضاوت اخلاقی و منبع کنترل درونی ارتباط مثبت دارد همچنین نوجوانان دارای هویت موفق از لحاظ روانی، سازگاری سالم و خوبی دارند، با مسائل به نحو مناسبی کنار می آیند، کار آمدی شخصی بالایی نشان می دهند و میزان اضطراب پایینی دارند (واترمن[7] 1992 به نقل از همان منبع).

تحقیقات دیگر نشان داده اند که اینگونه افراد، سطح بالایی از احترام به خود دارند، در مقابل استرس انعطاف پذیری دارند و مقاوم هستند و تصمیم گیری های سنجیده و متفکرانه اتخاذ می نمایند و نسبت به آن متعهد هستند، (اسپردینتهال[8] 1995-1983 به نقل از همان منبع).

از آنجائی که شکاف در رشد و تحول هویت، معمولا با مشکلات رفتاری و عاطفی در نوجوانی ارتباط دارد، مشکل برانگیزترین حالت نوجوانان، نوع هویت مغشوش است.

از مشخصات افراد در این وضعیت، پایین بودن عزت نفس، فقدان توانایی انعطاف پذیری در مقابل استرس و بیان حالات شخصی و تعیین هدف و پایین بودن سطح رشد شناختی می باشد این افراد در دوستی و برقراری روابط صمیمانه مشکل دارند (اسپرینتهال 1983 به نقل از همان منبع).

افرادی که هویت مغشوش دارند بیشتر از دیگر نوجوانان احتمال دارد که رفتار مخاطره آمیز و غیر محتاطانه داشته باشند، که این رفتار مخاطره آمیز اغلب اثر منفی بر سلامتی جسمانی و روانی آنها دارد (با مریند[9] 1987 به نقل از همان منبع).

بنابراین دستیابی به هویت موفق، نوجوان را از بسیاری از مشکلات بهداشت روانی مصون نگه می دارد. «مارشیا»[10] هویت موفق را تقریباً شامل رویارویی با بحران های شخصی و تصمیم گیری متفکرانه می داند. فرد به تدریج نسبت به انتخاب های گوناگون و دشواری های زندگی، آگاه می گردد و از حالت خود محوری خارج می شود و به طور کلی تصمیماتی که اتخاذ می‌کند همراه با تعهد است، تعهدی که منابع روانی فرد را در خدمت رسیدن به هدف قرار می دهد. به طوری که اریکسون[11] (1995) هویت موفق را اینگونه تعریف می‌کند: «هرگاه فرد بتواند بین تصوری که از یگانگی و ثبات درونی خود دارد و آن تصوری که دیگران از یگانگی و ثبات وی دارند، هماهنگی ایجاب کند، اعتماد به نفس حاصل می گردد (به نقل از اکبرزاده 1376. ص 36).

بر طبق نظریه «برن[12]» خودپنداره ترکیبی از عقاید و ارزشیابیهای افراد درباره خودشان است و با توجه به اینکه در دوره نوجوانی تغییرات جسمانی و بیولوژیکی روی می دهد و نوجوان نیز به وضعیت جسمانی خویش حساس تر می شود، چگونگی احساس وی در مورد خودش به چگونگی احساس او درباره بدنش مرتبط می گردد و احساس شایستگی فرد نیز به تصور بدنی افراد از خودشان بر می گردد. دوران نوجوانی ایجاد می‌کند که نوجوان به هنگام قرار گرفتن در بحران های عاطفی، تصویر بدن خود را در ذهن خویش مرور نماید. بنابراین نوجوان، غالباً تصور می کند که بدن وی برایش ناموس است و دائماً نگران این مسئله است که ظاهر وی درمقایسه با همسالانش چه وضعیتی دارد. تحقیقات گوناگون همبستگی نسبتاً بالایی بین مشکلات موجود در علاقه مفرد بدن و انطباق پذیری روانی- اجتماعی گزارش کرده اند. «دیویس و کاتزمن»[13] (1997) به این نتیجه رسیدند که کاهش عزت بدنی موجب افزایش مشکلات می گردد. «فیت هووارد و کارلینکتون[14] (1992) در تحقیقات خویش به این نتیجه رسیدند که سطح اضطراب بالا با تصور پایین از خود ارتباط دارد.

بایبی[15] (1998) در بررسی خود رابطه بین  عزت نفس، افسردگی وسواس و نارضایتی بدنی را مورد مطالعه قرار داد. نتایج به دست آمده حکایت از آن داشت که عزت بدنی رابطه مثبت با عزت نفس دارد. همچنین عزت بدنی با افسردگی، وسواس و اضطراب و مشکلات نوجوانان رابطه منفی دارد. (به نقل از نجفی، 1379). عزت بدنی به بخش عاطفی تصور بدنی یا احساسات شخص در مورد بدن خودش بر می گردد. (فراتز و شیلدز[16] 1984 به نقل از هنریکویز و کالهون[17] 1999). عزت نفس نیز با برخی از پدیده های روانی چه منفی و چه مثبت در ارتباط است. عزت نفس بالا با راهبردهای مقابله ای مثبت و سازنده، انگیزش بالا و حالت عاطفی مثبت ارتباط دارد. (هارتز، 1990 به نقل از کواتمن و واتسون 2001)[18].

طبق یافته های گوناگون، نوجو انی دوره مهم و اساسی است که در فرد زمینه‌ی عزت نفس تغیریات و دگرگونیهایی ایجاد می شود. این دوره از رشد یک ماهیت انتقالی منحصر به فرد دارد و مستلزم سازگاری ها و تغییراتی در شناخت خود است که به نظر می رسد موجب تغییر در عزت نفس می شود. افراد دارای عزت نفس پایین در معرض بسیاری از اختلالات رفتاری و عاطفی مانند اضطراب، عدم انگیزش، گرایش به خودکشی،  اختلالات خوردن، بزهکاری، افسردگی قرار می گیرند. (به نقل از همان منبع).

به طور کلی علاوه بر شیوع مشکلاتی نظیر بزهکاری، خشونت، رفتارهای ضد اجتماعی سوء مصرف مواد مخدر، شکست تحصیلی ، اضطراب، افسردگی و دیگر مشکلات مثل اختلاف با بزرگسالان و تسلیم فشار همسالان شدن را تجربه می کنند (کلی[19] 2000). وایت[20]2001) معتقد است شایع ترین مشکلات بهداشت روانی مربوط به دوره نوجوانی است زیرا نوجوانان در دوره ای هستند که در معرض خطرند.

ویژگی عاطفی که نوجوانان را از سایر گروه‌های سنی متمایز می سازد، علاقه شدید آنها به حوادث ناشناخته و دنیای اسرارآمیز وقایع می باشد. شاید همه ما کم و بیش شاهد بوده ایم که نوجوانان چه شیفتگی و کنجکاوی خاصی نسبت به دنیای ماجراها و شگفتیها از خود نشان می دهند. به طور کلی مجهولات بیش از معلومات، نظر آنها را به خود جلب می‌کند. نوجوان به مسافرت به مناطق ناشناخته دنیا، درون جنگلهای انبوه و در هم پیچیده، کوهها و قلل مرموز  صعب العبور، عبور از رودخانه ها و دریاهای خروشان و انجام کارهای عجیب و هیجان انگیز و علاقمندی برای شرکت در ورزشها و فعالیت هایی که گاهی با خطرات جسمی همراه است، تمایل شدیدی دارند (شرفی، 1372).

از ویژگی های نوجوانانی که هیجان خواهی بالایی دارند، این است که گرایش زیادی به سوی کسب تجارب جدید و خطر کردن برای به دست آوردن آنها دارند، به بیان دیگر این افراد برخلاف دیگران دائماً در جستجوی محرک تازه و جدید در محیط زندگیشان می باشند و حاضرند آنها را به بهای سنگین در معرض قرار دادن حیثیت و اعتبار اجتماعی و حتی سلامتی جسمانی و  حیاتی شان به دست آورد. (زاکرمن، 1986 به نقل از رضا زاده یزدی، 1370).

مشخصه دوره نوجوانی در مقایسه با سایر دوران های زندگی، افزایش احتمال و آمادگی، بالقوه برای رفتارهای مخاطره آمیز و ماجرا جویانه است (گالون و دیگران، 2000).

وجود معیارهای جامعه، محدودیت های پیچیده اجتماعی، شهرنشینی، فقر، عدم برنامه ریزی و خلاء سرگرمیهای سازنده از جمله عواملی هستند که نوجوان را به تامین این نیاز به شیوه منفی بر می انگیزد که از آن جمله، نقض مقررات اجتماعی است. نوجوانان به علت پایین بودن سطح اقتصادی اجتماعی، محیط زندگی ناسالم، فقر فرهنگی والدین، کمتر دارای برنامه های سالم برای تخلیه انرژی و ارضاء هیجان خواهی هستند و از آنجائیکه گرایش ها و علایق و خصوصیات شخصیتی و امکانات و فرصت های خانوادگی و محیطی، آنها را در شرایط مناسب و مطلوب قرار نداده است و از نظر گذراندن اوقات فراغت به طور سالم و سازنده محروم می باشند. در نتیجه اغلب در گروه هایی گرد هم می آیند و به دنبال حوادث ماجرا جویانه می گردند. حوادثی چون دزدی، تخریب و فرار از خانه، تا بتوانند به ارضاء نیازهای خود بپردازند.

مقاله

 


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۱ شهریور ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۰۷:۲۰ توسط:محمد موضوع: نظرات (0)

اصول مذاکرات فروش

اصول مذاکرات فروش1 :

که توسط مشاوره و آموزش BGI ( Bay Group Internatinal ‌ ) توصیف شده است :

1- راه حل تان را سودمندانه مستقر کنید . فرشندگان ماهر محیط باارزش را برای مذاکرات با اجرای مؤثر راه حل شان ایجاد می کند .

2- اهداف بالا را ایجاد کنید . آنهایی که در پی مزایای بیشتری در مذاکرات هستند عموماٌ مزیت بیشتری را بدست می آورندوآنهایی که اهداف پایین را منتقل می کنند عموماٌ کمتر بدست می آورند.

3- اطلاعات را ماهرانه اداره کنید . متخصصان فروش ماهر با دقت استراتژی برای دادن و بدست آوردن اطلاعات مهم در مذاکرات برنامه ریزی می کنند .

4- طیف کامل و نقاط قوت قدرتان را بشناسید . متخصصان فروش مطمئن با احتمال زیاد در مورد معامله های سود آورتری مذاکره می کنند .

5- نیازهای مصرف کنندگان را بیش از خواسته هایشان برآورده کنید .

6- بر طبق برنامه عمل کردن ، ( Andrea , 2005 , 21-22  )

که در این تحقیق به این نتیجه رسیدند که بهترین روش برای بهبود مهارت مذاکره در فروش  ، شامل مهارت قوی  ، رهبری وتقویت مداوم ارتباطات است که :

نشان داد که مهمترین استفاده فروشنده از 6 اصل مذاکره فروش برای بهینه ساختن معاملات فروش است.

با کمک فروشندگان وابستگی زیاد بین مهارت مذاکره و انجام استراتژی فروش را فهمیدند.

قروشندگان با دادن بازخورددر جاهایی که اشتباه می کردند برای تقویت مذاکراتشان به ویژه در روش های بهبود کمک کردند

ایجاد فرصت هایی برای فروشندگان تا مهارت های جدید را در محیطی با با ریسک کمتر و مطمئن و مناسب تمرین کنند. ( Andrea , 2005 , 23-24  )

 

مذاکره جنبه مهم فروش است ( Pullins & etal , 2000 , 466 )

مذاکره یک فرآیندی موجود در فروش است ، مطالعه مذاکره در زمینه فروش سوابق ، فرآیند و نتایج را در نظر می گیرد . پس ما به درک این عوامل نیاز داریم چون آن فرآیند مهمی در فروش است. ( همان منبع )

مقاله

1- principles of sales negotiation


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۱ شهریور ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۰۵:۵۳ توسط:محمد موضوع: نظرات (0)

شش عامل مهمی که مذاکره کننده باید بداند :

شش عامل مهمی که مذاکره کننده باید بداند :
1- هزینه ها : هزینه ها برای مذاکرات موفقیت آمیز حیاتی است با کمال تعجب بسیاری از افراد به مذاکره بدون آگاهی از هزینه هایی که برای آنها در بردارند وارد مذاکره می شوند .
2- زمان : فشارهای زمانی برای هر دو طرف چه چیز است ؟ طرف دیگر بایستی با چه سرعتی عمل کند ؟ اگرخریدار تحت فشار نباشد پس فروشنده وظیفه مشکل تری برای معامله کردن دارد . از زمانی که فشار زیادی بر خریدار برای خریدن وجود داشته باشد . مدیریت زمان برای مذاکره خوب ضروری است تا آنجا که ممکن است زمان زیادی به خودتان بدهید زیرا به نظر می رسد مذاکره معاملات زمان می برد .

مذاکره
3- راه حل ها : چه بدیل های برای هر دو طرف موجود است ؟ آیا خریدار بایستی از شما بخرد ، یا آیا شما رقابت واقعی دارید ؟ آیا شما به این یک مشتری می فروشید ؟ یا گزینه هایی دیگری هم وجود دارد . یک اصل تجارت خوب توسعه و حفظ بسیاری از انتخاب ها تا آنجای ممکن است .
4- اختیار1 : چه کسی تصمیم نهایی را می گیرد ؟ اغلب طرف دیگر مراقبت زیادی می کند تا اختیار واقعی را مخفی کند ، اکثر متخصصان مذاکره توصیه می کنند که هرگز به طرف دیگر اجازه ندهید که از این آگاهی پیدا کند که تصمیم نهایی را شما می گیرید .
5- نا امیدی2 : با چه سختی طرف دیگر به این معامله نیاز دارد . افراد اغلب وارد چنین تنگناهایی نامیدی می شوند که تمام قدرت چانه زنی را از دست می دهند آنها بایستی هر چه که پیشنهاد می شود را بپذیرند .
6- توافق : در موقعیت های فروش غیر عادی نیست که افرادی را در طرف دیگر میز مذاکره داشته باشیم که از پیشنهادتان حمایت کند آنها را می خواهند . اگر شما به آنها اجازه بدهید این کار را انجام بدهند به شما برای فروش کمک خواهند کرد . برعکس : آیا کسی در طرف مذاکره مخالفی هست ؟ چه کسی با شما مخالف است و برا ی انجام نگرفتن معامله تلاش می کند ؟ شاید راهی برای حذف چنین مخالفی وجود دارد یا همچنین راهی برای کاهش اثراتشان در فروش وجود دارد . ( H.Bus******k and D.Bus******k , 1992 , 316 ‌ )

شش اصل کلیدی موفقیت در مذاکره :
اگر چه این شش اصل بر فرایند فروش متمرکز بوده، اما می تواند در هر نوع مذاکره شخصی و یا کاری به کار گرفته شود.
1 به خاطر داشته باشید که مذاکره یک فرایند جاری و دردست اقدام می باشد نه یک واقعه یا رخداد.
2 از نگرش و ذهنیت چاپلوسانه بپرهیزد.
3 برای مذاکره آماده شوید. اطلاعات نیرو و توان شما می باشند.
4 قبل از شروع مذاکره بهترین و بد ترین برنامه را برای خودتان و مشتری احتمالی شناسایی و تعیین کنید.
5 برای ارتقاء موضع و مرتبه مذاکره تان به ایجاد ارزش بپردازید.
6 انتظار مبادله را داشته باشید(Gibson,2003,2 )

 


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۱ شهریور ۱۳۹۷ساعت: ۰۶:۱۹:۵۳ توسط:محمد موضوع: نظرات (0)