میهن سایت میهن سایت .

میهن سایت

تاثیر مدرسه بر بهداشت روانی دانش آموزان

فرایند جامعه پذیری جوانان، مستقیماً وابسته به نظام آموزشی می باشد. معمولا در دوران دبیرستان، پایگاه های جامعه پذیری دانش آموزان شکل می گیرد. هر شبکه و گروه، در این سالها جامعه پذیری را تسریع می‌کند. مراحل یادگیری در ارتباط با موقعیت های موجود در پایگاه های اجتماعی اجرا می شود.

در دبیرستان فکر و احساسات دانش آموزان نسبت به آینده معطوف است و این عامل تاثیر زیادی بر یادگیری او دارد. الگوهای فرهنگی مختلف را می توان در جنبه های آموزشی دخالت داد و زمینه ساز تعامل های اجتماعی بین دانش آموزان و والدین و معلمان شد. زیرا تحقیقات نشان داده است که رابطه دانش آموزان والدین و معلمان در نهادهای آموزشی، با توجه به الگوهای مختلف جامعه پذیری تغییر می‌کند. با توجه به این امر که جوانان و نوجوانان در این کشور درصد زیادی از جمعیت را تشکیل می‌دهند و از جمله آسیب پذیرترین قشر جامعه می باشند و نیازمند کمک های فکری و مالی و برنامه ریزی های ویژه می باشند، لذا رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی و مراکز آموزشی می توانند به جوانان کمک نمایند تا جنبه های مثبت زندگی را بیاموزند.

باید توجه داشت آنچه که برای نسل جوان مهم است، انگیزه تحصیلی و اشتغال مناسب است وقتی نوجوانان می بینند که در این راستا آینده مبهمی در انتظار آنهاست احساس ناامنی می کنند، معمولا خلق افسرده در بین نوجوانان شایع می باشد و هرچه در این زمینه برنامه ریزی شود و با نظر کارشناسان و صاحبنظران، برنامه های کوتاه مدت مثل گذراندن اوقات فراغت، حرفه آموزی و طراحی نهاد های آموزشی و پرورشی و نیز برنامه های بلند مدت در جهت کاهش بیکاری و تامین آتیه جوانان طراحی شود، کارایی اجتماعی جوانان و نوجوانان بالا رفته و در نتیجه ناهنجاری های سطح جامعه کاهش پیدا می‌کند.

امروزه در سراسر دنیا، مؤسسات، گروه های کار، مراکز مشاوره، همایش ها، مراکز جمعی و بصری و کلوپ ها هم به نحوی مسائل جوانان را در ارتباط با مناطق و نهادهای مربوطه مورد توجه قرار می دهند و موقعیت های لازم را جهت رشد و ترقی آنان فراهم می آورند. لذا سیاست ها و نهادهای مربوط به جوانان نیازمند تنوع مکانیسم ها، طبقه بندی ها، بیان مسئله های اجتماعی، فعالیت های حرفه‌ای، آموزشی و اجتماعی و … می باشد تا بتوانند جوانان را از هر لحاظ مورد توجه قرار دهند.

برای اکثر نوجوانان، خانه و مدرسه دو مکان مهم برای دسترسی به یک هویت موفق است. اگر خانواده، خانواده موفقی باشد کودک می تواند به رغم وضعیت مدرسه اش به موفقیت دست یابد. اما این شرایط در زندگی اکثر نوجوانان مهیا نیست و در این صورت مدرسه می تواند مکان اهدا و دریافت محبت باشد و فرصت برخورداری از تحصیلات و احساس ارزشمندی را برای نوجوان فراهم آورد.

و اگر شخصی نتواند از دو طریق فوق یعنی خانواده و مدرسه به هویتی موفق دست یابد، سعی می‌کند از طروق مختلف دیگر به این هدف نایل آمد. وقتی کودک و نوجوانان نتواند نیازهای خود را در خانه یا مدرسه برآورده کند، پس برای ارضاء این نیاز در محیط های خارج از خانه و مدرسه جستجو می کند.

باید به توسعه و گسترش مدارس اقدام نمود که کودکان در آنها موفق هستند. به همین نسبت جامعه نیز مسئولیت دارد، نوعی سیستم تحصیلی را فراهم کند که در آن نیل به موفقیت نه تنها ممکن، بلکه عملی باشد. قسمت اعظم آموزش و پرورش فعلی روی «شکست» تکیه می‌کند و تعداد زیادی از دانش آموزان شکست می خورند. تا زمانی که مدارسی بوجود نیامده باشد، که کودکان بتوانند از طریق استفاده منطقی و عقلانی از توانائیهایشان به موفقیت دست یابند، برای حل مشکلات عمده کشور به کار مهمی انجام نشده است. (گلاسر[21]، 1376).

مدرسه در میان نهادهای تعلیم و تربیت جامعه، جایگاه ویژه ای دارد. در واقع مدرسه بعد از خانواده مهمترین عامل در پرورش افراد است. در حدود سن هفت سالگی تربیت افراد در مدرسه آغاز می شود. و تا دوران جوانی ادامه دارد. در این مدت دانش آموزان در جنبه های جسمانی، عقلانی، اخلاقی و هنری و …. پرورش پیدا می‌کند.

دانش آموزان مدت زمان بسیاری را در مدرسه سپری می کنند و در این محیط در معرض تجربیات جدید قرار می گیرند.

مدرسه شامل عوامل مختلفی مثل کارکنان، اداری و آموزشی (مدیر، معلم، مربیان و مستخدم) همسالان، برنامه های آموزشی با روش تدریس مختلف و نیز قوانین و مقرراتی است که هر کدام تاثیر قابل توجهی روی شخصیت فرد می گذارند. وجود هم کلاسی ها، شرایط  و روابط تازه، عرصه ای برای کسب مهارت های اجتماعی فراهم می‌کند، دانش آموزان با یافتن مناسبات تازه در گروه، خود را برای حضور در جامعه بزرگتر آماده می سازد و ایفای نقشها و انجام وظایف در شکل گیری شخصیت و منش وی موثر واقع می شود. بنابراین مدرسه از یک طرف باعث ارتقاء دانسته های علمی فردی شود و از سوی دیگر با برجسته ساختن حس نوع دوستی و قرار دادن دانش آموزان در جمع، به حضور موفق او در محیط اجتماعی کمک می‌کند. از این رهگذر، جامعه پذیری و اجتماعی شدن فرد که به صورت بالقوه در وی وجود دارد عملی می شود (بیابانگرد، 1378).

 چنانچه محیط مدرسه محیط امر ونهی تحکیم و تعقیب و آزار و تنبیه باشد، دانش آموزان گرایش رغبتی نسبت به آن نخواهد داشت.

مدرسه مطلوب برابر است با مدیر مطلوب، مدیر مطلوب یعنی مدیر آموخته ، تجربه کرده و علاقمند به تجربه های نو و تازه برای حل گرفتاری ها و مشکلاتی که پی در پی فرا می رسد هیچ وقت به خط پایان نزدیک نمی شوند. علاقه مدیر مدرسه به وارد شدن در این صحنه ها تنها ضامن مطلوب بودن است (رئوف، 1378). مدرسه موفق و مطلوب از چند نظرگاه قابل بررسی است (سنگری، 1378).

1-   ساختار فیزیکی مدرسه

2-   مدیرتی مدرسه

3-   مجموعه ذکارکنان مدرسه

4-   برنامه درسی و فوق برنامه

5-   ارتباطات مدرسه با دیگر مدارس، ارتباط دانش آموزان، نهادهای اجتماعی و …

موقعیت و رفتار و برنامه های مدرسه به همان اندازه که می توانند باعث علاقمندی و تعالی و رشد کودک شود در صورت نامناسب بودن می تواند شرایط را برای فرار نوجوانان از مدرسه فرام کند (فرجاد، 1371). برنامه ریزی نادرست و به کارگیری روش های نادرست و نامعقول در مدرسه در نوجوانان باعث سرخوردگی و گرایش آنان به بزهکاری می شود (منادی، 1379).

ویلیام گلاسر[22] (1996) طی تحقیقی گسترده و طرحی که در مدرسه ونتورا با دانش آموزان خشن و خطاکار انجام داد، به این نتایج دست یافت که ابتدا باید افراد مشکل دار، قبل از انجام خطا توسط مشاورین و مربیان تربیتی مدارس شناسایی شوند ‌(جهت پیشگیری از وقوع مشکلات)، سپس باید مشاورین سعی کنند، بین آنها رابطه حسنه ایجاد شود و اگر خطایی را مرتکب شده اند، این اطمینان به آنها داده شود که ما نمی خواهیم آنان را مجازات کنیم، بلکه تنها می خواهیم آنها را بشناسیم و کمکشان کنیم و طبق نتایج به دست آمده دلیل عدم موفقیت آنها این بود که نه والدین و نه معلمان نمی دانستند که چطور باید ارتباط خوبی با آنان برقرار کنند.

ریسینیک[23] و همکاران، (1997) در یک پژوهش گسترده به این نتیجه رسیدند که تنها دو گروه از افراد می توانند جوانان را از خطر آفرینی برای خود و سایرین بازدارند و این دو گروه برتر عبارتند از والدین و  معلمان.

ما کارنگو[24] یکی از بنیانگذاران تعلیم و تربیت نوین و بنیانگذار مدارس پداگوژیک طی سی سال کار آموزگاری با کودکان و پس از انجام تحقیقات گوناگون، نتایج کار خود را به این شکل بیان می دارد. از کودکان کتک خورده و بی اراده، بعدها یا آدمهای ضعیف و هیچکاره بار می آید یا آدمهای قلدری که در تمام مراحل زندگی به دلیل هیجانات روانی دوران کودکی، انتقامجو باقی می مانند (مجوزی، 1379). امیر حسینی (1379) در تحقیتی تحت عنوان (بررسی عوامل فرار نوجوانان از منزل) سعی داشت از طریق پرسشنامه علل و انگیزه فرار نوجوانان از خانه را تبیین نماید. در این راستا پاسخ 40 نفر جوان فراری که توسط خانه سبز جمع آوری شده بود با پاسخ 40 نوجوان راهنمایی و دبیرستان به عنوان گروه گواه مقایسه شده است. یافته های این تحقیق نشان می دهد که:

نابسامانی خانواده، سردی روابط عاطفی والدین، متارکه و طلاق، وجود ناپدری و نامادری، فقر فرهنگی و بی سوادی والدین، اعتیاد و فقر اقتصادی خانواده، مهمترین عوامل برانگیزش تمایل بر فرار در نوجوان است.

ناسازگاری در مدرسه ممکن است عامل رفتارهای ضد اجتماعی بعدی شود. زیرا شکستهای تحصیلی راه های خروج از تنگناها را می بندد، نومیدی بهمراه دارد، گاهی فرد را به طغیان وا می دارد و او را بیشتر در معرض حوادث بیکاری و سایر عوامل جرم زا که جنبه اقتصادی دارند قرار می دهد (رضایی، 1378). نگرش مثبت یا منفی دانش آموزان نسبت به محیط مدرسه دست اندرکاران، روش های آموزشی و پرورشی اعمال شده در آن، از جمله عملکردهای مختلف معلمان را می توان از عوامل موثر در ایجاد یا عدم ایجاد علاقه و انگیزش نسبت به یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان، در چهارچوب محیط آموزشگاهی به حساب آورد (سیف، 1363).

برای اینکه یادگیری کودک به سطحی مطلوب برسد باید کودکان، مدرسه را دوست بدارند، مشتاقانه و به طور مرتب در مدرسه حضور یابند و به یادگیری علاقمند شوند و این بستگی به برخورد (طرد یا جذب) از طرف اولیاء مدرسه دارد.

محیط تحصیلی اولین محیط اجتماعی است که طفل از آغوش خانواده به آن منتقل می شود و با زندگی دسته جمعی آشنا می شود و طرز معاشرت و زندگی همزیستی مسالمت آمیز و احترام به حقوق دیگران را یاد گرفته و با رعایت نظم و انضباط و اطاعت از مربیان خود، برای اجرای قوانین و مقررات اجتماعی و حسن تفاهم با دیگران آماده می شود.

هرگاه مربیان، فقط برنامه های آموزشی را اجرا نموده و به پرورش همه جانبه دانش آموزان توجهی نشان ندهند، محیط تحصیلی از عوامل  مهم در بروز مشکلات رفتاری خواهد بود.

تبعیض، بی عدالتی، توبیخ بی مورد، تحقیر در حضور سایر دانش آموزان، توقعات جای مدرسه بدون توجه به امکانات مالی دانش آموزان و قدرت جسمی و میزان هوش آنان، سبب دلسردط و انزجار اطفال و جوانان از ادامه تحصیل و حضور در مدرسه خواهد بود.

عدم مراقبت در معاشرت و رفتار اطفال و نوجوانان در محیط مدرسه، در فاصله باعث بروز انحرافات راه بین خانه و مدرسه  می شود.

رشد بی رویه جمعیت و ازدیاد غیر متعارف دانش آموزان، باعث عدم نظارت صحیح بر رفتار دانش آموزان می شود و در نتیجه بروز حوادث خطرناک در اطفال جوانان را تشدید می نماید. به عکس وجود شرایط مطلوب در مدرسه می تواند عاملی جهت جلوگیری از بزهکاری شود (دانش، 1374).

تحقیقات نشان داده است که تاخیرهای مکرر در مدرسه، مردود شدن و وجود برنامه‌های نامتناسب تحصیلی، موجبات فرار نوجوانان را فراهم می ‌آورد. همچنین وجود تعارض بین آموزش های خانواده با تعالیم مدرسه به طوری که کودکان و نوجوانان قادر به انطباق با شرایط و سازگاری با مقرارت خانواده و مدرسه نباشد باعث اقدام به فرار در آنها می گردد (کرمی نوری، 1368).

طرز برخورد معلمین در کلاس درس شاگردان بخصوص در دوره ابتدایی در وضعیت روانی آنان تاثیر می گذارد. بنابراین باید معلمین به طرز برخورد صحیح با دانش آموزان کاملا آگاه باشند. کودکان شناخت حسی قوی دارند و نسبت به بزرگسالان انرژی زیادی دارند و غالباً دوست دارند تحرک بیشتری داشته باشند و این لازمه رشد آنهاست.

مقاله

هرگاه بین نظام ارزشی حاکم بر خانواده و نظامی که در مدارس، حاکم است همراهی و هماهنگی وجود داشته باشد، بچه ها می توانند با آرامش خاطر درس بخوانند و به شکوفایی ذهنی خود دست یابند (افروز، 1374).

اتوکلاین برگ (1899) معتقد است که هیچ علتی به تنهایی برای رفتارهای پیچیده بزهکاری نوجوانان کافی نیست.

همه ساله در سرتاسر جهان، تحقیقات متعددی در زمینه شناسایی علل عدم توفیق اولیا خانه و مدرسه در تربیت موثر کودکان و نوجوانان انجام می شود.

بیکر[25] (1963) و سالیوان[26] (1953) بر کیفیت روابط والدین با کودکان تاکید دارند و معتقدند که امنیت و آرامش کودکان در گرو توجه و مراقبت والدین است. در خانواده هایی که صمیمیت، محبت و مهربان وجود دارد، کودک می تواند هم ثبات خود پنداره اش را حفظ کند و هم باعث تغییرات مطلوب در شخصیت خود شود و با اطمینان به شخصیت خود با مشکلات روبرو می شود. تحقیقات دیگر حاکی است که تفاوت گذاری والدین و بدرفتاری با فرزندان موجب ضعف اعتماد به نفس فرزندان و عدم بلوغ عاطفی وناتوانی در برقراری یک رابطه عاطفی پایدار با دیگران و احتمالاً موجب بزهکاری آنها می گردد (لوی[27]1943، هلفر[28] و کمپ[29]1982، مروزوک[30]  و کمپ 1981).

از طرفی مدرسه خانه دوم کودک است و بنای علمی‌، اخلاقی و اجتماعی و کلا رفتار طفل در آنجا مورد تجدید نظر قرار می گیرد که ممکن است حاصل آن ساخته شدن یا ویرانی باشد. اخلاق و رفتار اولیاء مدرسه جاذبه و دافعه، تشویق و تنبیه، نظم و ترتیب آنها در رفتا رکودک اثر می گذارند. راه و روش اولیاء مدرسه ممکن است موجب سقوط و یا صعود کودک و نوجوان شود. شیوه برخوردشان ممکن است برای کودک عقده بسازد و یا او را از ناراحتی ها و عقده های گذشته خالی کند (جهانگرد، 1379).

با توجه به مقدمات فوق بررسی و تحقیق در مسائل کودکان و نوجوانان جهت پیشگیری از آسودگی ها و انحرافات آنها در جامعه از اهمیت خاصی برخوردار است، متأسفانه گسترش روز افزون آسیب های اجتماعی و احداث مراکزی نظیر کانون، خانه سلامت، خانه سبز و … و آمار کشوری موید این نکته است و بی توجهی به آن می تواند باعث وخامت اوضاع بشود (معاونت پژوهشی دفتر آسیب های اجتماعی، 1380) لذا پرداختن به این مسئله از اهمیت خاصی برخوردار است. نتایج این پژوهش می تواند مورد استفاده والدین، مربیان ، کارشناسان امور تربیتی ومسئولان تعلیم و تربیت در وزارت آموزش و پرورش، شورای عالی جوانان جهت برنامه ریزی های آتی  برای نوجوانان، انجمن اولیا و مربیان، مراکز مشاوره خانواده، کانون اصلاح و تربیت، معاونت های اجتماعی، شهرداری ها، معاونت پژوهشی، دفتر آسیب های اجتماعی و سایر نهادهای دست اندرکار، تعلیم و تربیت کشور باشند.



[1] - Roff & er, at.
[2] - Mc Donald & Comerci (1990).
[3] - unger & et, al. (1998).
[4] - Fishhoff & et.al (1999).
[5] - Robert handren & et.al.
[6] - Ego
[7] - Waterman (1992).
[8] -sprinthall (1983- 1995)
[9] - Baumrind (1987).
[10] - Marcia.
[11] - Erikson.
[12] - Bern (1982).
[13] - Davis & katazman
[14] - Fit , Howard & carlingtin (1992).
[15] - Biby (1997).
[16] - Franzol & shields (1984).
[17] - Henriques & calhoun (1999).
[18] - harter, Qutman & watson (2001).
[19] - Kelly (2000)
[20] - White (20001).
[21] - Glasser
[22] - William Glasser (1996).
[23] - Risine & et.al (1997).
[24] - Makarenco
[25] - Baiker
[26] - Salivan
[27] - Levi
[28] - Helfer
[29] - Ckamp
[30] - Merozek


برچسب: ،
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۱ شهریور ۱۳۹۷ساعت: ۰۸:۰۷:۵۲ توسط:محمد موضوع: نظرات (0)